X
تبلیغات
روان شناسی سال سوم دبیرستان - فصل دوم - رشد

روان شناسی سال سوم دبیرستان

فصل دوم - رشد

مقدمه : شايد در ذهن شما سؤالات گوناگوني درباره جنبه هاي مختلف رشد انسان وجود داشته باشد مثلاً :

1 – يك نوزاد تازه متولد شده دنيا را چگونه مي بيند؟ آيا او درك مشخصي از محيط خود دارد؟ او چه زماني مادر، پدر و يا خودش را مي شناسد؟
2 – چرا كودكان خردسال فكر مي كنند چيزهايي نظير خورشيد و ماه و ابرها كه حركت مي كنند زنده هستند؟
3 – دوستان نزديك چه نقشي در رشد كودك و نوجوان ايفا مي كنند؟
اين سؤال و نظاير اينها نمونه هايي از پرسش هايي هستند كه در مطالعات مربوط به رشد بايد به آنها پاسخ داده شود.

مفهوم رشد:
رشد به تغييرات پي در پي و منظمي گفته مي شود كه از زمان انعقاد نطفه تا هنگام مرگ اتفاق مي افتد. اين تغييرات در ابعاد گوناگون جسماني عاطفي ، شناختي و اجتماعي بوجود مي آيد و داراي الگو و نظم خاصي است و داراي آثار بلندمدتي در زندگي فرد مي باشد. براي دست يابي به معناي كامل رشد، بايد در فرآيند مهم ، يعني رسش و يادگيري را كه زير بناي تغييرات رشد هستند، معرفي كنيم:

 

  1 – رسش:

رسش به معني آمادگي زيستي است كه خود مبتني بر يك نقشه ي ژنتيك مي باشد، همانگونه كه دانه هاي گياهي داراي برنامه ي رشد طبيعي و منظمي هستند كه در صورت وجود نور و رطوبت كافي عملي مي شود، انسان نيز كه رشد خود را از رحم مادر شروع مي كند، داراي برنامه ي رشد طبيعي و نظم است كه شرايط محيطي آن بر اثر مي گذارد. برنامه رشد زيست شناختي طبيعي انسان يقين مي كند كه مثلاً كودك مي تواند در حدود يك سالگي اولين لغات با معني را تلفظ كند و راه برود و يا در حدود 11 تا 14 سالگي به بلوغ جنسي برسد. تغييرات روان شناختي انسان نظير تفكر، توانايي حل مسئله و ... نيز تحت تأثير تغييرات زيست شناختي مغز است. پس اينكه ما انسانها در جنبه هاي بسياري از رشد شبيه يكديگر هستيم، خود نشان دهنده ي اين نكته است كه وراثت، خصوصيات مشتركي را در برنامه زيست شناختي و طبيعي رشد ما قرار داده است. تغييرات رشدي مطابق با اين برنامه طبيعي در ما اتفاق مي افتند.
2 – يادگيري : يادگيري فرآيندي است كه بر اساس تجربه بوجود مي آيد و تغييراتي نسبتاً دائمي احساس، تفكر و رفتار فرد ايجاد مي كند. چنين نيست كه بسياري از تواناييها و عادات ما به سادگي به عنوان بخشي از برنامه هاي طبيعي بوجود آيند بلكه بايد آنها را از طريق مشاهده و يا رفتار متقابل با همسالان، والدين، معلمان و ديگر افراد بدست آوريم . به طور كلي بايد توجه داشت كه غالب تغييرات رشد محصول مشترك دو فرآيند رسش و يادگيري است.اما در اينكه كداميك از اين دو نقش مهمتري در رشد دارد، بين دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد.  

 

  اهداف مطالعه ي رشد :

روان شناسان رشد در مطالعات خود سه هدف عمده را دنبال مي كنند :
1 – توصيف رشد: روان شناسان رشد در پي آن هستند كه چگونگي رشد انسان را در طول زمان تعيين كنند. براي تحقق اين هدف، روان شناسان رشد، رفتار افراد را در سنين مختلف به دقت مورد مشاهده قرار مي دهند. اين مطالعات نشان مي دهد كه اگر چه براي رشد انسان برنامه اي مشترك براي همه افراد وجود دارد ولي در عين حال نمي توان هيچ دو فردي را عيناً مانند هم دانست حتي اگر در محيط يك خانواده بزرگ شوند. كودكان از نظر اجتماعي، علائق، ارزش ها، توانايي ها غالباً الگوهاي رفتاري متفاوتي را از خود نشان مي دهند. بنابراين براي توصيف رشد بايد هم به الگوهاي عمومي و نوعي و هم به تغييرات اختصاصي و فردي توجه داشت و در پي آن بود كه انسانها در چه جنبه هايي از رشد با يكديگر مشابه و در چه جنبه هايي از هم متفاوتند.

2 – تبيين رشد :
توصيف رشد براي روان شناسان رشد تنها نقطه شروع است. زيرا آن ها در نهايت به دنبال تبيين رشد توصيف شده مي باشند. آن ها مي خواهند معلوم كنند چرا افراد از يك سو داراي الگوي عمومي و نوعي براي رشد هستند كه موجب مشابهت آنان مي شود و از سوي ديگر داراي الگوهاي اختصاصي و فردي هستند كه سبب تفاوت ميان آنها مي گردد.
بنابراين در مرحله تبيين نيز، هم به تغييرات عمومي و نوعي در افراد هم به تغييرات اختصاصي و فردي بين آنان توجه مي شود. معمولاً توصيف رشد از تبيين آن آسانتر است.

3 – بهينه سازي رشد: سومين هدف روان شناسي رشد آن است حاصل مطالعات توصيفي و تبييني خود را در مورد رشد در جهات مثبت رشد انسان بكار گيرند و رشد انسان ها را به حداكثر برسانند.
اين جنبه كاربردي رشد خصوصاً به كودكان و نوجواناني كه به دلايلي دچار نارسايي در رشد شده اند ( مانند نوزاداني كه تحريك پذيري زيادي دارند و يا بر عكس تحريك پذيري آنان بسيار كم است ، كودكان و نوجواناني كه داراي اختلالات يادگيري هستند و يا آنهايي كه داراي مهارت هاي اجتماعي و هيجاني كافي در ارتباط با هم سالان خود نيستند) كمك بسياري مي كند. روشن است كه بهينه سازي رشد حتماً بايد جنبه هاي عادي و غيرعادي رشد قبلاً به قدر كافي توصيف و تبيين شده باشد.  

 

  ويژگيها و مشخصات اصلي رشد :

1 – رشد يك فرآيند مرحله اي مداوم و پيوسته است . بي ترديد حوادث كودكي نقش مهمي در آينده ي فرد دارند. متخصصان رشد عقيده دارند كه 12 سال اول زندگي نقش مهمي در زندگي فرد ايفا مي كند. اگر چه بايد گفت كه انسان هميشه در حال تغيير است و بديهي است كه در بزرگسالي فرد همان فردي نيست كه در 10 يا 15 سالگي بوده و فرد بزرگسال نيز مي تواند مهارت هاي جديدي را كسب كند و علائق و آرزوهاي متفاوتي داشته باشد اما تنها چيزي كه در او ثابت مي ماند، اصل تغيير است. هم چنين رشد طي مراحل مختلف و مداوم صورت مي گيرد . به عبارت ديگر رشد در مراحل مختلف زندگي و به صورت پيوسته اتفاق مي افتد.  

در گذشته اين بحث مطرح بوده است كه آيا رشد انسان از مراحل گوناگون و متمايز عبور مي كند يا رشد به صورت پيوسته و غيرقابل تفكيك به مراحل است در حال حاضر رشد مرحله اي مورد قبول همگان است.  

2 – رشد فرآيندي كل گراست و جنبه هاي مختلف دارد:
متخصصان رشد را به جنبه هاي مختلفي تقسيم بندي و آن را مطالعه مي كنند. برخي رشد و تحول جسماني را كه شامل تغييرات بدني و توالي مهارت هاي حركتي است، مورد مطالعه قرار مي دهند. برخي ديگر جنبه هاي شناختي رشد شامل ادراك، زبان، يادگيري و تفكر را مطالعه مي كنند، عده اي نيز به جنبه هاي رواني و اجتماعي رشد شامل هيجانات، شخصيت و روابط بين فردي مي پردازند.
امروزه متخصصان رشد به اين نتيجه رسيده اند كه جنبه ها و ابعاد شخصيت مختلف رشد از يكديگر تأثير مي پذيرند و تغييرات در يك جنبه از رشد به تغييرات در جنبه هاي ديگر رشد بستگي دارد. مثلاً مي توان گفت كه اگر كودك يا نوجواني در نزد هم سالان خود داراي محبوبيت است. اين محبوبيت او مي تواند متأثر از رشد جسماني (قدرت و مهارت بدني) رشد شناختي (هوش و خلاقيت) و رشد اجتماعي (صميمت و همكاري) باشد.  

3 – در رشد انعطاف پذيري وجود دارد:
انعطاف پذيري به معني ظرفيت داشتن انسان براي تغيير در مقابل تجربيات مثبت يا منفي زندگي است. اگر چه رشد يك فرآيند پيوسته و مداوم است و حوادث گذشته در پيدايش حوادث آينده نقش دارد، ولي متخصصان رشد معتقدند كه بر اساس تغييرات گوناگون زندگي فرد دوره هاي رشد نيز مي تواند بطور ناگهاني تغيير يابد. مثلاً كودكان پرخاشگري كه مورد نفرت هم سالانشان باشند، بعد از يادگيري و تمرين مهارت هاي اجتماعي ، پايگاه اجتماعي شان بهبود مي يابد و نزد هم سالان مورد پذيرش واقع مي شوند. اين انعطاف پذيري به انسان كمك مي كند تا نقايص و اختلالات رشدي را مرتفع سازد.

4 - رشد تحت تأثير زمينه ها و شرايط تاريخي – فرهنگي قرار دارد:
نمي توان تصوير واحدي از رشد براي همه ي فرهنگ ها، طبقات اجتماعي و يا گروه هاي نژادي مختلف قائل بود. هر جامعه الگوهاي ويژه اي از باورها، ارزشها، عادات ، رسوم و مهارتها دارد كه آن را به نسل هاي بعدي خود منتقل مي كند. اين الگوهاي اجتماعي و فرهنگي، تأثير زيادي بر بوجود آمدن صفات و شايستگي ها در فرد دارند. رشد به واسطه تغييرات اجتماعي زمان از قبيل حوادث تاريخي ( جنگ ها، تكنولوژي) و جنبش هاي اجتماعي تأثير زيادي مي پذيرد. هر نسلي به شيوه هاي خودش رشد مي كند و هر نسلي دنيا را براي نسل بعدي تغيير مي دهد. بنابراين ويژگيها و خصوصيات رشدي در آمريكا ، اروپا، آسيا و آفريقا با هم تفاوت هايي دارند و هر كدام آثار فرهنگي و اجتماعي متفاوتي را مي توانند بر رشد داشته باشند. مطالعات بين فرهنگ ها (شباهت ها و تفاوت ها) و جوامع گوناگوني بخوبي اين تفاوت ها و تشابهات را نشان مي دهند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 19:6  توسط کامبیز  |